خرید بک لینک
عکس نقاشی با راپید وُ مداد رنگی م رو براش می فرستم . برام الفاظ رکیکی میفرسته وُ با دیوار یکسانم می کنه . میگه انگیزه م رو از نقاشی کشیدن می گیری . می گم چرا ؟ میگه چون خیلی قشنگ می کشی . میگم دیوونه

برچسب: نویسنده: یلدا زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 21:15

یکی از چیز های خیلی مهم ولی بدیهی و فراموش شده ای که تو اون کلاسه بهمون می گن ، واکنش نشون دادن در مقابل خوبی هاست . در مقابل هرچیزی که تو رو وجد میاره به جای سکوت و کرخت نشون دادن احساسات ِت . شاید درست ِ ش همین باشه! همین باشه که حداقل همین معدود آدمایی که هنوز موندن وُ حس خوب هدیه میدن رو دست کم نگیریم وُ متقابلا حس ِ خوب بدیم نه اینکه سکوت کنیم یا با یه " ممنون " ِ خشک وُ خالی غرق ِ حس ِ خوبی بشیم که مسبب ِش یکی دیگه ست :) اصلا می فهمی چی میگم ؟

برچسب: نویسنده: یلدا زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 21:15

فاء گفت جور کرده با ماشین ِ پسر خاله ش وُ عمه ی دوست ِش بریم سمت ِ دشت وُ برف حتا :**

پ.ن۱: مهمان برف شدن با این گلوی خش دار وُ ضعیف احمقانه ست ، نه ؟

ولی بهتر از تنها موندن تو اتاق وُ واژه بافی های احمقانه تره ، هیم ؟ :)

پ.ن۲: زاء از اتاق رفت و یکی دیگه جاش قراره بیاد :)))

برچسب: نویسنده: یلدا زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 21:15

نورجآن این خبر بعدی رو هم که کلی منتظرش بودم وُ شنیدم خبرش اومده رو هم جورش کن دیگه قول می دم برای مدتی حتا برای تیر کشیدن ِ این پنج برعکس ِ میس بلو هم دیگه اخمام نره تو هم =)))

[ ماچ به لپات اصلا :** ]

برچسب: نویسنده: یلدا زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 21:15

انواع پیام رسان ها وُ اینستاگرام که تو گوشیم نصب بود رو منتقل کردم به لپ تاپ . همه شون رو هم ازگوشی م پاک کردم . اینجوری می تونم دورتر بشم ازش وُ کمتر بهونه ی گوشی داشتن رو داشته باشم . فقط میمونه ی

برچسب: نویسنده: یلدا زارعی‌پور تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 21:15

صفحه بندی